آیا تاكنون فكر كردهاید شخصیتهای نامآور دنیا كه همه آنها را میشناسند و اغلب از ثروتمندترینهای جهان هستند كار خود را با چه شغلی آغاز كردند و در ابتدا چه كاره بودند؟ بسیاری از آنها شغلهایی داشتند كه هیچ ارتباطی با حرفه كنونیشان نداشت و بعضی دیگر به كارهایی آنچنان ابتدایی میپرداختند كه برخی از ما انسانهای گمنام و معمولی، انجام آن را دون شان خود میدانیم.
راد استوارت : Rod Stewart
خواننده سرشناس انگلیسی در هایگیت در شمال لندن به دنیا آمد و پدر و مادرش روزنامهفروشی داشتند. راد استوارت مدتی با باشگاههای (سلتیك) و (برنت فورد) كار میكرد بعد (گوركن) شد. در اوایل دهه شصت با (ویز جونز) خواننده فولكور آشنا شد و به موسیقی روی آورد و یك خواننده خیابانی شد. او دور اروپا سفر میكرد و آواز میخواند و پول جمع میكرد. جالب است بدانید كه یك بار به جرم ولگردی از اسپانیا اخراج شد.
مایكل دل : Michael Dell
موسس و رییس شركت سهامی كامپیوتری DELL در یك رستوران چینی ظرفشور بود و ساعتی 2/5 دلار دستمزد میگرفت. او از این تجربهاش به نیكی یاد میكند و میگوید: بهترین بخش آن دوران، عقل و منطق صاحب رستوران بود و اگر كمی زودتر به رستوران میرفتم میتوانستم نهایت استفاده را از او بكنم. او به كارش افتخار میكرد و به هر كسی كه از در رستورانش وارد میشد اهمیت میداد.
شون (دیدی) كومبز : Sean (Didi) Combs
هنرپیشه و خواننده آمریكایی (روزنامه پخشكن) بود. در آن زمان او دوازده سال داشت و شاید هرگز فكر نمیكرد این شغل آغازی برای رسیدن به وضعیت كنونی اوست. او از همان ابتدا بلند پرواز بود.
پول پوت : Pol Pot
كامبوجی قبل از اینكه یك خیانتكار جنگی معروف و جهانی شود، (سالوت سار) نام داشت. او در جوانی در رشته نجاری و مهندسی رادیو تحصیل میكرد و بالاخره یك (معلم) شد و در یك مدرسه خصوصی در (پنوم پنه) تدریس میكرد ولی به خاطر گرایش به كمونیسم اخراج شد. پس از آن او نام خود را به (پولپوت) تغییر داد و عضو فدایی حزب كمونیسم كامبوج شد. سالها بعد او فرمانده ارتش (خمر سرخ) بود و در چهار سال حكمرانی بیش از یك میلیون كامبوجی را كشت.
اوپرا وینفری : Oprah Winfrey
مجری سرشناس آمریكایی در (میسیسیپی) به دنیا آمد. پدر و مادرش بیش از حد جوان بودند و به همین خاطر مادربزرگش به او رسیدگی میكرد. او از سه سالگی خواندن و نوشتن را به اوپرا آموخت و او را به كلیسای محلی فرستاد. او میتوانست آیات انجیل را به خوبی از حفظ بخواند. در شانزده سالگی یك روز در مسابقه رادیویی شركت كرد و برنده یك ساعت مچی شد. وقتی برای گرفتن جایزه خود به ایستگاه رادیویی شهر رفت، مطلبی را برای تهیهكنندگان خواند و از همان زمان با حقوق صد دلار در هفته به عنوان (خبرنگار) استخدام شد.
تری هچر : Terry Hatcher
هنرپیشه هالیوود در پنج سالگی توسط شوهر خالهاش مورد آزار قرار گرفت و به همینخاطر مبتلا به مشكلات روحی شد. وقتی كمی بزرگتر شد به تحصیل در رشته بازیگری پرداخت ولی اولین شغل هچر در سال 1984 شغلی عجیب بود. او (تشویقكننده) تیم راگبی (سان فرانسیسكو )49 بود و به خاطر آن پول میگرفت.
آدولف هیتلر : Hitler

در كودكی به مدرسه كلیسا میرفت و آرزو داشت كشیش بشود ولی در سال 1903 و پس از مرگ پدر از مدرسه بیرون انداخته شد. سپس به رشته هنر پرداخت ولی به دلیل بدقول بودن دو بار از آكادمی هنرهای زیبای وین اخراج شد. آدلف خسته، تنها، جوان و غمگین شبها را در پانسیون میگذراند و برای پول درآوردن (نقاشی) میكرد و كارت پستال میكشید. اگر جنگ جهانی اول شروع نمیشد شاید او یك نقاش شكستخورده میشد.
ولی پس از شروع جنگ هیتلر قلم را كنار گذاشت و اسلحه به دست گرفت و به ارتش آلمان پیوست. او آنقدر از جنگ لذت میبرد كه چند سال بعد تصمیم گرفت یك جنگ دیگر به راه بیندازد.
سیلوستر استالونه : S.Stalone
همیشه آدم خشنی بود. او زمانی (جاروكش قفس شیرها) بود. در پانزده سالگی همكلاسیهایش میگفتند او بیش از همه احتمال دارد كه زندگیش را روی صندلی الكتریكی به پایان برساند. او بعدها با فیلم (راكی) به شهرت جهانی دست یافت.
جنیفر لوپز : J.Lopez
مدتها قبل از آنكه به خوانندگی روی آورد و تبدیل به یك ستاره شود هر روز لباس سادهای بر تن میكرد و به دادگستری میرفت تا به شغل خود بپردازد چون او یك (مشاور قضایی) بود.
بنیتو موسولینی : Mosilini
دیكتاتور فاشیست ایتالیایی برای یك روزنامه كار میكرد و داستان دنبالهدار مینوشت. یكی از داستانهای او (معشوقه كاردینال) نام داشت كه داستان اندوهبار یك كاردینال قرن هفدهمی و معشوقهاش را بیان میكرد.
فیدل كاسترو : Fidel Castro
شایع است كه (فیدل كاسترو) رهبر كوبا (بیسبالیست) بود و برای یكی از تیمهای مهم لیگ آمریكا بازی میكرد ولی این گفته اشتباهاست. حقیقت این است كه كاسترو فقط در دوران دانشگاه و آن هم در حد معمولی بیسبال كار میكرد. او در سال 1946 در مسابقات بیسبال دانشگاههای حقوق هاوانا مسئول پرتاپ توپ بود و آن كار ساده را هم بد انجام میداد. نكته اینجاست كه به گفته خودش به دانشگاه نرفته بود كه توپ بازی كند بلكه رفته بود تا علم (حقوق) بیاموزد.
بیل گیتس : Bill Gates
فکر نمیکنم فردی در جهان وجود داشته باشه که "بیل گیتس" رو نشناسه. مردی که سالهای متوالی ثروتمندترین مرد جهان بود(جایی خوندم که امسال ثروتمندترین مرد جهان فرد دیگری شناخته شده). بیل گیتس در عمارت كنگره واشنگتن پادو بود.
ویلیام واتكینز : William D. Watkins
رییس فعلی تكنولوژی Seagate در شیفت شب یك بیمارستان روانی كار میكرد. كار او این بود كه مراقب بیمارانی كه از كنترل خارج میشدند باشد.
بیل موری : Bill Murray
كمدین آمریكایی بیرون یك بقالی میایستاد و شاه بلوط میفروخت. او مدتی نیز پیتزافروشی كرده است.
راش لیمبو : Rush Limbaugh
مجری معروف رادیویی آمریكا كفش واكس میزد.
رابین ویلیامز : Robin Williams

هنرپیشه و كمدین معروف و محبوب هالیوود پانتومیم خیابانی اجرا میكرد.
تامی هیل فایگر : TOMMY HILFIGER
از طراحان بنام و معروف لباس كه لباسهای طرح او امروزه بر تن بسیاری از اهالی سرشناس هالیوود دیده میشود، زمانی كه هیچ فروشندهای حاضر نشد شلوارهای جین طرح او را در مغازهاش بگذارد و به فروش برساند در كنار خیابان و پشت یك وانت آنها را میفروخت.
جری سینفلد : Jerry Seinfeld
كمدین، هنرپیشه و نویسنده آمریكایی تلفنی لامپ میفروخت.
دمی مور : Demi Moore
كه سالهاست دوستدارانش برای گرفتن امضا از او هم به او دسترسی ندارند؛ زمانی برای یك مغازه ظروف كرایه كار میكرد.
جنیفر انیستون : Jennifer Aniston

پیشخدمت رستوران بود.
براد پیت : Brad Pitt
شوهر سابق جنیفر انیستون و همسر فعلی آنجلینا جولی یخچال حمل میكرد.
گارت بروكس : Garth Brooks

چند ماه قبل از اینكه ركورد جهانی را در موسیقی بشكند، فروشنده یك مغازه چكمهفروشی بود.
جك نیكلسون : Jack Nicholson

بازیگر قدیمی هالیوود در پستخانه كار میكرد.
استفان كینگ : Stephen King
نویسنده، در یك مدرسه (سرایدار) بود و وقتی داشت كمدهای دانشآموزان را تمیز میكرد داستان اولین رمانش به ذهنش خطور كرد.
هریسون فورد : Harrison Ford

نجاری میكرد و به این كار خیلی علاقه داشت. او هنوز هم هر وقت فرصتی داشته باشد به چوب و نجاری روی میآورد.
دن براون : Dan Brown
نویسنده رمان معروف (رمز داوینچی) كه قبل از ساخته شدن، فیلم آن به زبانهای مختلف ترجمه شده بود، در یك دبیرستان به (تدریس) مشغول بود